به بهانه نیمه شعبان



ایت الله طهرانی به نقل از مرحوم علامه محمدحسین طهرانی نقل کرد که آقا فرمودند یک نفر آمد پیش آقای حداد رضوان الله علیه می خواست برود سفر مکه ایشان فرمودند من تو را به خدا نمی سپارم خدا را به تو می سپارم! تو را به خدا بسپارم معلوم است که خدا تو را حفظ می کند ولی من خدا را به تو می سپارم!توخدا را گم کردی! منمی خواهم خدا را در اختیارت قرار بدهم تا حداقل این چند روز از دستش ندهی! ما امام زمان را باید در خودمان قرار بدهیم نه اینکه خودمان را در امام زمان! او که حاضر است! مومن و کافر در وجود آن حضرت است! تفاوتی هم با ما ندارند، تمام عالم وجود، جبراییل هم فانی در وجود امام زمان است حیات جبراییل، حیات میکاییل همه اینها بسته به نظر امام است. امام زمان این گونه اند! ما تصوّر می کنیم که امام زمان یک آدمیاست مثل آدمهای دیگر! حالا لقب امامت هم دارد ! نه!

ما نباید صرفا به انعقاد مجالس و ذکر و... خیال کنیم مطلب تمام است یک متنی از امام زمان گفتیم و یک شعری هم خواندیم و یک چند کیلو شیرینی و این حرفها هم پخش کردیم و تمام شد شیعه شدیم! نه!بایداینها بجای خود محفوظ باشد افراد مختلف اشخاص مختلف طبقات مختلف آنها باید بهره مند بشوند! بچه ها باید بدانند،بایدبا ولایت امام زمان رشد پیدا کنند زندگیشان باید با یاد امام زمان باشد! اینها همه هست و شرائطی دارد و این شعارها همه در راستای آن است ولی بالاتر از این مسئله چیست؟ این است که ما او را در خودمان بگذاریم و این هم سخت و مشکل است ، دوام می خواهد! قوام می خواهد! همت می خواهد همتش راهم باید از خود حضرت بگیریم!
در کتاب کمال الدّین و تمام النّعمة خود آن حضرت در خطابشان به شیخ مفید مى‏ فرمایند:
ولو أنَ‏ أشیاعَنا وَفّقهمُ اللهُ لِطاعتهِ عَلى اجتِماعٍ مِن القلوبِ فى الوَفآء بالعَهدِ عَلیهِم لَما تأخَّرَ عنهُم الیُمن بِلقآئِنا، وَ لَتَعجَّلَتْ لَهُم السَّعادةُ بمُشاهَدتِنا علَى حقِ‏ المَعرفةِ و صِدقِها منهُم بِنا. فما یحبِسُنا عنهُم إلّا ما یَتّصلُ بِنا مِمّا نَکرهُهُ و لا نُؤثِرهُ منهم .
« و اگر چنانچه پیروان و شیعیان ما که خداوند ایشان را بر طاعت خویش موفّق گرداند دلهاى خود را به هم پیوسته و متّحد مى ‏گردانیدند بر اساس وفاء به عهدى که بسته بودند نسبت به ولایت ما و حمایت و پشتیبانى از ولایت و لوازم آن، توفیق زیارت و لقاء ما از آنان فوت نمى‏ گردید؛ و سعادت مشاهده ما با معرفت تامّ و کامل و صدق آنها نسبت به ما نصیب ایشان مى ‏گردید. پس هیچ امرى موجب حرمان آنها از فیض حضور ما نیست مگر آن اعمال و کردارى که از آنان سر مى‏زند و موجب تکدّر خاطر ما را فراهم مى‏آ ورد و ما از ایشان انتظار نداریم.

حال نیک است که به مراحل ظهور حجت خدا هم اشاره کنیم:
ظهور دو مرحله دارد یکی ظهور حجت خدا در نفوس افراد و دیگر ظهور در صحنه اجتماعی و جهانی. پس ظهور اول ظهور درونی و دوم ظهور، بیرونی است.
برای تحقق در هردو ظهور بستر الزم نیاز هست یعنی افراد با ظهور حجت، نور خدا را در دل خود تجربه کنند تا ظهور خارجی و سراسری برای آنان مفید باشد. باید زمینه ظهور را در دل و قلب آماده کرد تا حضرت در خیمه دل اقامت بفرمایند.
امامت ظاهری و باطنی دارد. گاه امامت در ظاهر و باطن آشکار است و گاه امامت با واسطه انجام میشود.
دل با انجام دستورات الهی آماده و برخلاف آن ویران میشود. اگر اشخاص خود را اصلاح کنند و از خداوند عالم اصلاح شئون روحی خود را مسئلت کنند
حضرت حجت ابتدا در جان آنها ظهور میکند و دل آنان را نورانی میکند وسینه آنها را میگشاید و آنها را برای ظهور بیرونی آماده میفرماید. این نشانه حجت حق است که از طرق رویا، مکاشفه، اعمال، رفتار، گفتار و نیات آشکار میشود
واین معنی بر اهلش پوشیده نیست. پس نیک فهم کن اگر این علائم را نداری دعوی شیعه بودن نکن که دروغ بزرگی گفته ای.
خدایا ما دروغگوییم مگر تو ما را صادق کنی. آمین

/ 0 نظر / 44 بازدید