کشکول معرفت (عباس کلهر)
درباره مباحث مختلف دینی و عمومی
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سیدعباس - شنبه ٢٩ تیر ۱۳۸٧
.تو خلیل وقتی ای خورشیدهش . این چهار اطیار ره‌زن را بکش .زانک هر مرغی ازینها زاغ‌وش . هست عقل عاقلان را دیده‌کش . ار وصف تن چو مرغان خلیل . بسمل ایشان دهد جان را سبیل .ای خلیل اندر خلاص نیک و بد . سر ببرشان تا رهد پاها ز سد .کل توی و جملگان اجزای تو . بر گشا که هست پاشان پای تو .از تو عالم روح زاری می‌شود . پشت صد لشکر سواری می‌شود .زانک این تن شد مقام چار خو . نامشان شد چار مرغ فتنه‌جو .خلق را گر زندگی خواهی ابد . سر ببر زین چار مرغ شوم بد .بازشان زنده کن از نوعی دگر . که نباشد بعد از آن زیشان ضرر .چار مرغ معنوی راه‌زن . کرده‌اند اندر دل خلقان وطن .چون امیر جمله دلهای سوی . اندرین دور ای خلیفه‌ی حق توی .سر ببر این چار مرغ زنده را . سر مدی کن خلق ناپاینده را .بط و طاوسست و زاغست و خروس . این مثال چار خلق اندر نفوس .بط حرصست و خروس آن شهوتست . جاه چون طاوس و زاغ امنیتست .منیتش آن که بود اومیدساز . طامع تابید یا عمر دراز .بط حرص آمد که نولش در زمین . در تر و در خشک می‌جوید دفین .یک زمان نبود معطل آن گلو . نشنود از حکم جز امر کلوا .هم‌چو یغماجیست خانه می‌کند . زود زود انبان خود پر می‌کند .اندر انبان می‌فشارد نیک و بد . دانه‌های در و حبات نخود .تا مبادا یاغیی آید دگر . می‌فشارد در جوال او خشک و تر
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :