کشکول معرفت (عباس کلهر)
درباره مباحث مختلف دینی و عمومی
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سیدعباس - چهارشنبه ٥ تیر ۱۳۸٧
ذکر با زبان بیان می شود یعنی این جسم است که ذکر را میگوید در حالی که ذکر یا ورد یا دعا هیچ سودی برای جسم فانی ومرده ندارد اساسا جسم نیازی به ذکر و دعا ندارد زیرا غذای ان مادی است نه مجرد. عبادت، ذکر ، ورد یا دعا جهت تکامل روح صورت میگیرد چرا که اساسا دعا برای تکامل روح است و غذای روحست. دعا یا ذکر وقتی که باجسم بیان می شود موقعه ای سودمند است که هوش و عقل و تمرکز انسان متوجه ان باشد یا معنی ذکر یا تجسم لفظی ان و مراحل بعد ان. روح از توجه به ذکر قوت می یابد روح ابتدا ذکر را می شنود و به بیان زبان جسم بعد توجه روحانی پیدا می کند روح را باید اموخت که خود ذکر را بگوید نه اینکه تا انتها قرار باشد که زبان ذکر را بیان کند. بنابراین ذکر بدون توجه جز لق لق زبان نیست و سود چندانی برای نفس ندارد. زبان هنگامی ابزار روح است که همراه توجه روح باشد یعنی ذکر را با جسم بیان می نماید اما تاثیرش بر روح مترتب است و تنها راه توجیه ان این است که روح از شنود ان منتفع می گردد و فیض می برد و ان فیض ناشی از شنود ذکر است و گرنه هیچ رابطه ای بین ان یافت نمی شود و شنیدن همان توجه است. وقتی روح به ذکر زبان توجه می کند یک رابطه ای روحانی و یک فضای روحانی ایجاد می شود که در تحت لوای یک جو روحانی و ملکوتی ترتیب بر روح و نفس مترتب می شود و از این توجه است که هاله ای نورانی محیط ذاکر میگردد و این قضیه عکس این شریفه است که فرمود در سوره الرحمان که " یعرف المجرمون بسیماهم". عکس این یعرف المومنون بسیماهم است. آری این چنین است که سالک در ملکوت مانند چراغی تابان به نظر ملکوتیان می رسد و توجه ملکوتیان را بخود جلب می کند و نظرگاه ایشان می شود تا زمانی که مشغول ذکر است و این امر بر اهل ان پوشیده نیست. طالبان ذکر را مفید است که بدانند اسم شریف حی با هر مزاجی سازگار است و باعث حیات قلوب میته می شود. خوانندگان محترم اگر نظر بدهند ممنون میشم ولو پیشنهادیا انتقاد
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :