کشکول معرفت (عباس کلهر)
درباره مباحث مختلف دینی و عمومی
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سیدعباس - یکشنبه ٢٦ خرداد ۱۳۸٧
در دستورهاى دینى آمده است که اگر سیئه‌اى مرتکب شدید فوراً حسنه‌اى انجام دهید تا آن سیئه را جبران کند؛ زیرا اگر سیئه، متراکم شود، در جان انسان چرک ایجاد و او را نابینا و ناشنوا مى‌کند. براى این کار، ذکر دایمى خدا را توصیه کرده‌اند. برخى دستورهاى دینى وقت مشخصى دارند؛ مانند نماز: "ان الصلوة کانت على المؤمنین کتابا موقوتا" اما ذکر خدا موقوت نیست و وقت مشخصى ندارد؛ زیرا در قرآن آمده است: "یا ایها الذین امنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا"؛ دائماً به یاد حق باشید. این دوام یاد حق نمى‌گذارد انسان غفلت پیدا کند. نقل شده است که حضرت رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم از کنار باغى مى‌گذشت؛ به باغدار که در حال غرس نهالى بود فرمود: آیا حاضر هستى من تو را از غرس و شت سودمندترى آگاه کنم؟ عرض کرد: آرى. فرمود: درختى که تو مى‌کارى، ثمرش موقت است، ولى اگر در هر بامداد و شامگاه بگویى: سبحان الله و الحمدلله و لااله‌الاالله و الله اکبر خداوند براى تو در بهشت، در برابر هر تسبیح درخت‌هاى میوه غرس مى‌کند که همواره میوه مى‌دهد. نیز امام باقر سلام الله علیه مى‌فرماید: اگر کسى این تسبیحات چهارگانه را بگوید، خداوند، چهار پرنده از این اذکار مى‌آفریند که آنها تا قیامت خدا را تسبیح و تقدیس و تهلیل مى‌کنند: "من قال سبحان الله والحمد لله ولا اله الا الله و الله اکبر، خلق الله منها اربعة اطیار تسبحه و تقدسه و تهلله الى یوم القیامة." این نشانه تجسم اعمال است. پرندگانى را که خدا با این اذکار چهارگانه مى‌آفریند، در آسمان و زمین نیستند، بلکه در فضاى جان ذاکر و مسبح پدید مى‌آیند و پرواز مى‌کنند. آنگاه مؤمن سالک، طیران را در درون خود مى‌بیند و به جاى این که طى الارض ظاهرى داشته باشد، طى الارض والسماء باطنى دارد؛ یعنى، در عین حال که در یک جا نشسته است، جهانى است بنشسته در گوشه‌اى. انسان گاهى مانند عیساى مسیح (سلام الله علیه) مظهر خالقیت حق قرار مى‌گیرد: "و اذ تخلق من الطین کهیئة الطیر باذنى فتنفخ فیها فتکون طیرا باذنى." ولى گاهى براى هر ذاکرى در درون جان او، بدون گل و خاک پرنده‌اى ایجاد مى‌شود تا تسبیح گوى خدا باشد. خلق، صفت فعل خداست؛ نه صفت ذات او، و اصل کلى این است که در همه مباحث الهى، دو منطقه ممنوعه وجود دارد و احدى به آن دو منطقه، راه پیدا نمى‌کند: یکى منطقه ذات خدا و دیگرى منطقه اسماء و صفات ذاتى او که عین ذات اوست؛ ولى خارج از ذات منطقه افعال الهى و جهان امکان است. اگر چه فعل و آفرینش خدا به ذات او متکى است؛ اما اگر کسى با اوصاف فعلى خدا محشور باشد، او بر قیوم تکیه مى‌کند. به ما گفته‌اند: یا حى یا قیوم بگویید که البته حقیقت آن در نیایش، انشاء است، نه اخبار. بر این اساس، یا حى یا قیوم ، یعنى احینا و اقمنا؛ ما را به حیات خود، زنده و ما را به قیومیت خود، قائم کن. اگر چنین شود، انسان مى‌تواند چون دیگران، فیض الهى را بگیرد: مرغ باغ ملکوت را کسى که بالاتر از ملکوت مى‌اندیشد مى‌آفریند. اگر انسان به جایى برسد که با ذکر او پرنده ملکوتى خلق بشود، او مظهر خالق خواهد شد و این خالقیت، چون صفت فعل خداست، امتناع عقلى و منع نقلى ندارد که در عیساى مسیح و عبد صالح دیگرى تجلى کند.
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :