کشکول معرفت (عباس کلهر)
درباره مباحث مختلف دینی و عمومی
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سیدعباس - سه‌شنبه ٢٥ دی ۱۳۸٦

 

هرفعلي كه صورت ميگيرد ناگزير از صفتي صادر شده و يا از انگيزه اي قريب به ان صفت يعني شبه صفت.

فعل در راستاي شئونات خود مفهومي است كه از دو مصداق خارج نيست لذا فعل يا نيك است يا بد.

چون هر فعلي از صفتي صادر ميگردد كه هم سنخ خويش است لهذا صفات يا خوب و يا بد هستند.

اگر فردي متصف به هيچ صفتي نباشد فاعل هيچ فعلي نخواهد بود از اين روست كه بر مجنون حرجي نيست يعني اگر شخصي متصف به هيچ صفتي نباشد مثلا متصف به صفت علم نبود عالم نمي بود يا اگر خداي سبحان متصف به صفت خالقيت نبود هيچ گاه خلقي ايجاد نمي فرمود.

صفات عين ذات موصوع اند يعني صفات از حقيقت و ذات موصوف حكايت دارد لهذا بزرگان فرموده اند صفت با موصوفش متحد است و شرط اتحادشان عين ذات بودن صفت است نسبت به موصوف .

انسان مختار در برخودر با پديدئه هاي خارجي دو موضع ميگيرد ابتداانگيزه فعلي در او ايجاد مي شود بعدفعل رامرتكب مي شود سپس متصف  به صفت فعليه ميگردد .

البته تنافي موجود نيست چرا كه خود انگيزه شبهه صفت است كه جاي ضمير عمل مي كند در واقع انگيزه گاهي جاي صفت را ميگيرد ولي وقتي كه قوه اي از افعال به فعليت رسيد در شخصي انگاه عين صفت او ظاهر مي شود و نحوه ظاهر شدن او به اظهاريت است و نه ظهور. مثلا انگيزه كسب علم در ما ايجاد ميشود از اينرو به دنبال تحصيل علم مي رويم بعد از ان ميشويم عالم.

در قلمرو حقيقي نفس فعل ، با نفس فاعل جمع و متحد ميشود و بطور بالقوه متصف است و ليكن فعليت ان پس از ارتكاب فعل نمايان مي شود لهذا هيچ عاقلي فعلي را بدون انگيزه مرتكب نمي شود.

حال بحثي است مبني بر اين كه انسان بواسطه افعال و صفاتش زنده و باقي است انسان بعدي مجرد دارد صفت نيز مجرد است از اين رو موجود مجرد محيط است برعالم ماهيات و فناپذير نيست. فعل نيز اثرش باقي است چرا كه مجرد است و ليكن ظاهر و صورت فعل فناپذيراست و ان مقداري كه در اذهان موجود است بواسطه اثر ان است.

گفتيم كه فعل يا خير است يا شر. از اين رو فاعلها يا نيكو كارند يا شرور. فعل نيك از نيك مطلق صادر مي شود لذا در كريمه 24 انفال فرمود" ياايها الذين امنوا استجيبوا الله و للرسول اذا دعاكم لما يحييكم" يعني اي كسانيكه ايمان اورديد دعوت خدا و رسول را اجابت كنيد به انچه كه شما را زنده مي نمايد.

سر اين مطلب اين است كه كار نيك زنده كننده نفس است باذن خدا.

ان كاري كه خدا و رسول او به ان امر مي فرمايد منجر به بقا و زندگي مي شود زيرا نفس انسان را بيدار و باقي مي سازد و نفس انساني فقط با فرامين الهي باقي مي شود.

بنابراين در واقع كساني زنده و باقي هستند هك دعوت الهي را لبيك گفتند و رسولش را پذيرفتند در عمل خويش و چنانچه لبيك بگويد و ليكن مهلت انجام انرا نيابد او در فعل سهيم خواهد بود به مقداري معلوم و خداوند مبارك رضايت او را ضايع نمي كندچنانچه فرمود" و صدق بالحسني فسنيسره لليسري"  فاليوم لا تظلم نفسا شيئا و لاتجزون الا ما كنتم تعملون".

در مكتب متكامله اسلام نيت نيك مساوق با فعل نيك است انگونه كه سخن نيك در حكم صدقه است.

 چون انسان با صفاتش و افعالش زنده و باقي است وچون افعال الهي و دعوت الهي زنده كننده وابقا كننده است لذا خداي سبحان انسانها را دعوت به افعال نيك مي نمايد ان دسته از افعال كه منجر به صفت نيك است و اين حركت يك حركت الهي است كه انسان را از اسفل السافلين به احسن تقويم مي رساند و اين همانا فعليت خليفه الهي است.

 

 

 

چون انسان متصف به صفت الهي مي شود مظهر الهي بنابراين خداي متعال ميخواهد از طريق فرامينش اين قوه ها را به فعل تبديل فرمايد و از انسان نماينده و خليفه بسازد لذا رسول  اكرم ص كه  رسالت اين امر را برعهده داشت تنها براي قومي خاص مرسل نشده بود بلكه در كريمه 158 اعراف فرمود " قل يا ايها الناس اني رسول الله اليكم جميعا".

نفرمود يا ايها الاعراب بلكه الناس فرمود كه مطلق است و اعم از اقوام.

اطاعت از رسول نيز مشروط بر شرط ارتكاب فرامين او به طور كلي است نه به يكسري از انها عمل شود. در شريفه 157 اعراف در ذيل اطاعت رسول امي اين چنين فرمود كه "  واتبعوا نور الذي انزل معه" يعني ان كسي كه رسول دستور به اطاعتش داد يعني تصديق كننده رسول و وصي او كه جز معصوم نمي تواند باشد و حكم عصمت ايشان را در ايه معروف تطهير بيان فرمود.

مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :