کشکول معرفت (عباس کلهر)
درباره مباحث مختلف دینی و عمومی
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سیدعباس - شنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٥

باري «الحَمدُ للهِ عَلي کُلِّ حالٍ» 1 از «ذِکر» سوال شده بود، گرچه زياد است ولي مناسب حال و مقام که در قرآن، منصوص و در کلمات معصومين مأثور است، ذکر يونسيه: (لا إلهَ إلاّ اَنت سُبحانَکَ اِنّي کُنتُ مِنَ الظّالِمين) 2 است که نتيجه آن در خود قرآن منصوص است: (وَ نَجَّينَاهُ مِنَ الغَمِّ وَ کَذلِکَ نُنجِي المُومِنين). 3 و چون غم سالک، خلاصي از سِجن(زندان) طبيعت است؛ بايد اين مقصد بزرگ منظور بوده باشد، که نتيجه نجات از سِجن طبيعت، ارتقا به عالم قُدس است. و بديهي است که اين قِسم از نتايج، تابع لقلقه لسان 4 نيست، توجه مخصوص به مذکور(آنچه گفته مي‌شود) لازم دارد و فنا در مذکور، نتيجه نجات از سِجن طبيعت و ملازم با «بقاء بالله» است

 و مشايخ مي‌فرمودند که اقلاً چهارصد مرتبه ذاکر در سجده باشد- که اشرف حالات عبوديّت است- خيلي خوب است، خرده خرده بايد زياد شود. شايد بعضي که مي‌شناسيد، دو ساعت يا زيادتر اين سجده را ادامه داده‌اند. بهترين اوقات، وقت سحر يا بعد از نماز عشا که وقت انحدار (پايين رفتن) 5 غذا است که نه معده پر و نه چندان خالي و ضعيف است. و البته توجه به مذکور عَلَي الاتّصال لازم است، تا غلبه حال دست دهد،

و روزنه به عالم ملکوت باز شود و نفس مجرد مشهود گردد: «مَن عَرَفَ نَفسَهُ، فَقَد عَرَفَ اللهَ». و آنچه مشايخ طريقتي در ذکر قلبي اصرار دارند، براي همين است که در ذکر لفظي توجه تامّ، غالباً دير دست مي‌‌دهد، ولي نقش در قلب بي‌توجه، يک مرتبه آن متصور نيست. پس اگر مستدام شود، البته زودتر غلبه حال رخ مي‌‌دهد،

 و اين مطلبي که عرض شد، فقط براي سرّ توجه تام بود، نه آنکه غرض ترجيح ذکر قلبي است؛ بلکه همين ذکر لفظي که موافق شرع است، و همچنين، نماز و دعا و زيارت هر کدام که با توجه باشد موثّر است. ديگر آنکه؛ هر کس خود خواه است، بايد هميشه حاضر مع‌الله باشد و لسان او از ذکر او، و قلب او از ياد او خالي نباشد و لو در بیت‌الخِلاء (دست‌شويي)؛ کما اينکه از دستورشارع و اذکاري که در بيت‌التّخليه وارد

شده، انسان مي‌فهمد اهميت ياد حق و ذکر او را.

مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :