کشکول معرفت
درباره مباحث مختلف دینی و عمومی
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سیدعباس - چهارشنبه ۱٧ آذر ۱۳٩٥

رصد نجوم آسمان نفس:

آسمان نفس خویش را رصد نما تا بدانی و آگاه شوی از احوال خویش
 که کواکب آسمان نفس تو کدامین طالع است و مطلع آن کجاست
 و کدام یک از کواکب تو در بدر است و کدام نظر موجود و ناظر است
 یا به مقابله یا به تثلیث و تسدیس و طالع تو به چه طبیعت است
 و چه حالی دارد با چه و که در تقابل است با که در مناظره و کدامین
 کوکب شاهد بر طالع توست.

آنگاه از احوال مستقبل و ماضی و حالت پرسان شو و جواب حاصل
 نما تا بدانی در چه کیف و درجه است " سنریهم آیات فی الافاق و فی انفسهم".
انسان هر از چند گاهی باید شخصیت خود را گفتار خود را و کردار
خود را با گذشته اش مقایسه کند حاصل آن لاجرم از سه حال خارج نیست:

یکی خنثی و بدون تغییر محسوس است که باید در قبال آن جستجو
 کند علت و یا علل آن را دریابد و درصدد اقدام باشد البته خنثی مطلق
 نیست نوعی پس روی است.
دوم پسرفت محسوس است که جستجوی علت یا علل آن در رفع آن
مفید است این شبیه قضیه اول است لکن این مرحله شدیدتر از ماقبل است.
سوم، پیشرفت است دراین مرحله هم جستجوی علت پیشرفت
در تقویت آن مفید است.

این سلسله علل یا خارجی است و یا داخلی اگر داخلی باشد باید
تفکر و تعمق نمود و اگر خارجی است باید گفتگو و مشورت کرد.
مشابه این بحث می توانی به بحث " احوالات شخصیتی 
در کتاب اشراقات ربانی در شناخت انسان اثر حقیر رجوع کنی.


در کانال تلگرام با ما باشید:

شمیم معارف: @eshraghat
نویسنده: سیدعباس - پنجشنبه ٢٧ آبان ۱۳٩٥

احوالات شخصیتی انسان و مسائل آن؛


انسان در عرصه های گونه گون حالات و شخصیتهای مختلفی دارد 
گاهی برخی ابعاد شخصیتی او نمایان می شود گاهی کاملتر می شود 
و برخی ویژگی های شخصیتی او دگرگون می شود.

بین ابعاد مختلف شخصیت انسان اختلاف هست در مسیر سلوک 
وشکوفایی این فاصله ها فاحش است گاهی اختلاف زیاد است و گاهی کم.

این دو حالت دارد یا اینکه شخصی باید به اهمه ابعاد شخصیت خود توجه کند
 برای تکامل آنها یا اینکه این اختلافات یا شدت آنها نتیجه حرکت جوهری در
 روان ونفس شخص است در هر حال با این حرکت نفس رو به وحدت پیش
 می رود یعنی کسی که به تمام ابعاد روحی و شخصیتی و روانی خود توجه 
نماید بر اثر مرور زمان و توجه به خود و سلوک و محاسبه و ملاحظه رو به وحدت 
میگذارد.

بقیه در ادامه مطلب...
 

ادامه مطلب ...
نویسنده: سیدعباس - جمعه ۱٤ آبان ۱۳٩٥

 

 

https://telegram.me/eshraghat

 

کانال شمیم معارف
حاوی مطالبی پیرامون معرفت نفس، سلوک، حکمت، فلسفه و علوم غریبه

ارتباط با مسئول کانال: @AsedAbaas

در نشر معارف اسلامى سهیم باشیم؛ لینک کانال: @eshraghat

استفاده از مطالب کانال با ذکر بلا مانع است
نویسنده: سیدعباس - دوشنبه ۱٩ مهر ۱۳٩٥
یادداشت: عزای حسینی چیست و کدام است!!
بسمه تعالی
حضرت سیدالشهدا به تنهایی یک مکتب است و پیروان ایشان
تمام ازادگان عالم اند که در هر جای دنیا اگر نهضت و اصول حرکت
ابی عبدالله عرضه شود به این مکتب عالم گیر می پیوندد چنانچه
از معصوم مروی است که اگر معارف ما اهل بیت به درستی به
مردم جهان عرضه شود همه به ما می پیوندند
عزای حضرت سیدالشهداء یک ایدئولوژی و تفکر و اندیشه است
عزای حسینی یعنی انابه و هجرت از حیوانیت بسوی انسانیت و از عقل جزیی
و شیطانی به عقل کلی و رحمانی
کارکرد یاد و سوگ حسینی این اسکه اگر عزاداری این کارکرد ها را نداشته باشد
شبه عزاداری است نه عزاداری به معنای یک اندیشه و اصول فکری و رفتاری
حرکت حسینی حرکتی بسیار پر محتوا با مضامین عالی است زیرا حادثه کربلا
ظهور رفتار معمصومانه انسان کامل در مراتب مختلف و شئون مختلف رفتاری در
حالات مختلف و متضاد است
مخاطب حرکت حسینی و عزای سیدالشهداء چون یک مکتب برای آزاده و
انسانی زیستن است مخاطبان مختلفی دارد در حرکت حسینی ودر میان
نقش آفرینان واقعه کربلا کودکان بودند بنابراین بخشی از مخاطبان مکتب و
عزای حسینی کودکانند برخی زنانند برخی مردان و نوجوانان و جوانانند 
بنابراین هر یک از این اقشار اجتماعی و سنّی مخاطب در طول تاریخ دارد
حرکت و عزای حسینی زوایای مختلفی دارد از مرتبه حس و محسوسات
و نفس و عقل و قلب. مرتبه حس برای کودکان و نوجوانان است که باید معارف
حسینی و عزای حسینی را به آنان منتقل کرد و اگر عزاداری امروز بخواهد در
واقع عزای حسینی باشد باید این کارکرد را داشته باشد 
مرتبه بعدی مرتبه نفس است که مخاطب آن زنان و دخترانند که باید علاوه
بر معارف حسی باید شناخت معنایی عزای حسینی را اموخت و الگوی
دختر و زن حسینی را به انان معرفی کرد برخی مخاطبان حرمت حسینی
و عزای حسینی برای عقلا و اهل ذوق و شهود است که اینان نیز غذای
روح خود را از نهضت و حرکت و عزای حسینی بر میگیرند
عزاداری برای سید الشهداء نباید همه اش در مرتبه حس و زنجیر و تمثیل
و زبان حال و طبل زدن خلاصه شود و از بیان اهداف ومعنای رفتارهای حسینی
در کربلا غافل شدو نیز نباید نگاه عقلانی و صرفا بیان اهداف نهضت باشد زیرا
اکثر مخاطبان عزای حسینی با حس مانوس تر و از طریق خیال رابطه خوبی
با انقلاب و نهضت و عزای حسینی برقرار می کنند
همه زوایا و ابعاد حرکت و عزای حسینی محتوای نهضت و قیام حسینی
را تامین می کند و هیچ کدام قابل حذف نیست نه عزاداری حس گرایانه
مطلوب است و نه عزاداری عقل گرایانه
نهضت حسینی جنبش قرانی است که هر قشری با هر سطحی خوراک
خود را در یافت می کند از این رو لازم است هم اشعار هم مقاتل وسخنرانیها
ساماندهی شود چون عزاداری بی محتوا ضد تبلیغ است و دوست نادان ضررش
بیشتر از دشمن داناست
نهضت و عزای حسینی ظرفیتی عظیم با کارکردهای بسیاری که دارد نیازمند
مدیریت شایسته و ساماندهی ابعاد آن است که متاسفانه آنطور که باید بدان ورود
نشده و این ظرفیت عظیم انسان سازی به ثمن بخش از دست می رود هر
ساله در حالی که منتقم خون ثارالله عجل الله تعالی فی فرجه با همین
ظرفیت عزای حسینی برای اصلاح مفاسد عالم قیام می فرماید در حالیکه
این ظرفیت اکنون در دست ماست و ما حتی شخص خودمان را نمی توانیم با آن
اصلاح کنیم این یعنی ما صورتا عزادار و سیرتا خنثی هستیم 
عزاداران واقعی منتظران منتقم خون سیدالشهداء هستند که هم به سر و سینه
می زنند هم دنبال معارف و احادیث اهل بیت هستند هم به وقت عمل حسینی عمل می کنند
از حضرت سیدالشهدا در تحف العقول نقل است که فرمود: مردم بنده دنیایند
و به ظاهر دم از دین می زنند و تا زمانی که زندگیشان تامین می شود از ان دفاع می کنند
اماچون در بوته ازمایش قرار گیرند دینداران اندکند
موقع زنجیر زدن و طبل کوبیدن و تخلیه هیجانات ذهنی و رفتاری جوانی
به نام عزاداری ، دین داران زیادند و خیابانها شلوغ اما موقع خمس دادن و
امر به معروف و نهی از منکر کردن و کار برای انقلاب کردن و نماز هدایت افکار
عمومی و رعایت حق الناس وبیت المال ، حسینیان یا نیستند یا اندکند خدا کند
حسین حسین کردن ها باد هوا نباشد که وقتی از دهان بیرون رفت برود که برود
و هیچ اثری در جان او نداشته باشد
عزای حسینی از درون می جوشد و حرارت ان به جوارح جاری می شود و زبان را به
تعزیت و ناله و آه و چشم را به بارش و قلب را به سوزش می اندازد و دست را به
سینه می کوبد و انسان را از غیر مرام حسینی تهی می کند
حال با این وصف بسیاری از عزادرایها را به زحمت می توان شبه عزاداری دانست وگاهی
نسبتش با عزای حسینی نسبت کف است
به آب
ما عزاداری می کنیم دزدی هم می کنیم و تهمت می زنیم و دروغ میگیم و خیانت می کنیم
واین طور است که عزاداری ما هیچ دردی را از دردها و هیچ مشکلی را از مشکلات حل نمی کند
درحالیکه با یک قطره اشک برای مصایب سید الشهداء کوه را می توان جابجا کرد
اما ما اگر یک بشکه هم اشک بریزیم یک برگ را نمی توانیم جابجا کنیم
آری این گونه است عزاداری ما که عزایی است بر عزاداری نه عزاداری سید الشهدا
عزاداری بی محتوا نه میتواند جلوی دزدی را بگیرد نه هیزی را
با این وصف هنوز اقدام هماهنگ برای ساماندهی عزای حسینی و نزدیک شدن به معنای
عزای حسینی صورت نمی گیرد ستادی که معارف سطوح مختلف مخاطبان عزا و نهضت حسینی
را مدون کند در زمانی که هر حرف خلاف به بهانه اشک گرفتن بیان می شود عزای حسینی نیازمند
اموزش است تا بدانیم چطور باید عزادار باشیم چه چیزی عزاست و چه چیزی عزا نیست که بعد از
صدها سال هنوز برخی فکر نکنند قمر بنی هاشم امام سوم است حضرت زینب امام چهارم
نویسنده: سیدعباس - چهارشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩٥

نویسنده: سیدعباس - چهارشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩٥

نویسنده: سیدعباس - چهارشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩٥

نویسنده: سیدعباس - چهارشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩٥

نویسنده: سیدعباس - سه‌شنبه ۱۱ خرداد ۱۳٩٥

آیه ای که خمس را واجب کرد!

 لطفا به ادرس زیر مراجعه کنید

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=175994

نویسنده: سیدعباس - دوشنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩٥

حدیثی است بسیار دقیق و زیبا و عمیقا متناسب با اوضاع زمانه و مردمان 
این روزگار از این رو آنرا کامل درج می کنیم.
عبدالله قلانسی از علمای قرن ششم هجری قمری 
در کتاب ارشاد نقل کرده است که از امیرالمومنین علی رضی الله عنه آورده اند 
که روزی خطبه می خواند اندر خطبه چنین گفت" زمانه ای بیاید که مردمان به 
روی زمین می روند و دلهای ایشان مرده باشد". پرسیدند که به چه سبب میرد
 دلهایشان گفت: "به سبب چهار چیز یکی آن که علم با منفعت نیاموزند و علما
 را خوار دارند دویم آنکه دنیا را دوست دارند سیم آن که ناپرهیزگار باشند 
چهارم آنکه کار را به هوای تن کنند چون این چهار خصلت در ایشان جمع شود 
دلهای ایشان به تمامی بمیرد.
چون در ایشان نگاه کنی شش چیز علامت مرگ دل ایشان بینی: 
یکی آنکه به نعمت ها شکر نیارند و دیگرآنکه به شدت ها صبر نیارند و 
سیم آنکه به قضاها رضا ندهند و چهارم آنکه از گناهان توبه نیابند و 
پنجم آنکه از طاعتها حلاوت نیابند و ششم آنکه با زبان کلمه شهادت بگویند 
ولیکن در دل شادی یافت ایمان نیابند.
چون این شش چیز در ایشان جمع شود 
مولی عزوجل مر اهل آن زمان را به ده چیز عقوبت کند: یکی آنکه به رنج تن
 ایشان بیفزاید دویم آنکه برکت از کسب ایشان بردارد سیم آنکه مالهای ایشان
 از حرام گرداند چهارم آنکه به وامهای گران در افتند
 پنجم آنکه به زبان ایشان سخن
 بیهوده و غیبت بسیار رود ششم آنکه مرایشان را حمیت (غیرت) دین نبود
 هفتم آنکه
 دلهای ایشان به حسبت (امید مزد اخروی) نگراید هشتم آنکه از خویشان ببرند
 از
 بهرمال نهم آنکه دعای بدایشان بر ایشان پیوسته شود دهم آنکه چون ملک الموت 
علیه السلام بیاید ایشان را باغم نان یابد".
نویسنده: سیدعباس - دوشنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩٥
 
مراقب چشم های خود باشید:
جوانی به حکیمی گفت: «وقتی همسرم را انتخاب کردم، 
در نظرم طوری بود که گویا خداوند مانندش را در دنیا نیافریده 
است. وقتی نامزد شدیم، بسیاری را دیدم 
که مثل او بودند. وقتی ازدواج کردیم، خیلی‌ها را از او زیباتر یافتم. 
چند سالی را که را با هم زندگی کردیم، 
دریافتم که همه زن‌ها از همسرم بهتراند.»
حکیم گفت: «آیا دوست داری بدانی از همه این‌ها تلخ‌تر و ناگوارتر چیست؟»
جوان گفت: «آری.»
حکیم گفت: «اگر با تمام زن‌های دنیا ازدواج کنی، احساس خواهی
 کرد که همه جانوران محله شما از آن‌ها زیباترند.»
جوان با تعجب پرسید: «چرا چنین سخنی می‌گویی؟»
حکیم گفت: «چون مشکل در همسر تو نیست. مشکل اینجا است که
 وقتی انسان قلبی طمع‌کار و
 چشمانی هیز داشته باشد و از شرم خداوند خالی باشد، محال است
 که چشمانش را جز خاک گور چیزی دیگر پر کند.
 آیا دوست داری دوباره همسرت زیباترین زن دنیا باشد؟»
جوان گفت: «آری.»
حکیم گفت: «مراقب چشمانت باش.»


 
نویسنده: سیدعباس - دوشنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩٥

سوال یک دختربچه ۹ساله شیعه ازمدیر خود که باعث شد تمام کارشناسان شبکه های وهابی جوابی بجز سکوت برایش نیافتند: ما درکلاس ۲۴نفر هستیم، معلم ما وقتی میخواد از کلاس بیرون بره به من میگه : خانم محمدی ، شما مبصر باش تا نظم کلاس بهم نریزه . . . وبه بچه ها میگه: بچه ها ، گوش به حرف مبصر کنید ، تا برگردم . شما میگید پیامبر(ص) از دنیا رفت وکسی را به جانشینی خودش انتخاب نکرد ، آیا پیامبر(ص) ، به اندازه معلم ما ، بلد نبود یک مبصر و یک جانشین بعد از خودش تعیین کند که نظم جامعه . . . اسلامی به هم نریزد ؟! جواب مدیر اهل سنت به دانش آموز شیعه: برو فردا با ولی ات بیا کارش دارم ، دانش آموز رفت وفرداش با دوستش اومد. مدیرگفت: پس چرا ولیتو نیاووردی ، مگه نگفتم ولیتو بیار ؟ دانش آموز گفت: این ولیه منه دیگه . مدیر عصبانی شدوگفت: منظور من از ولی سرپرسته ، پدرته ، رفتی دوستتو آوردی؟ دانش آموز گفت: نشد دیگه اینجا میگی ولی یعنی سرپرست ، پس چطور وقتی پیامبر میگه این علی ولی شماست میگید معنی ولی میشه دوست . بنازم به این بچه شیعه . اگر شیعه ای وعاشق علی و ولایت علی هستی تا میتونی این مطلب رو ارسال کن "یاعلی"یعنی اگه درست باشه بنالمش.

نویسنده: سیدعباس - دوشنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩٥

نویسنده: سیدعباس - دوشنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩٥

نویسنده: سیدعباس - سه‌شنبه ۳ آذر ۱۳٩٤

سوال یک دختربچه ۹ساله شیعه ازمدیر خود که باعث شد تمام کارشناسان شبکه های وهابی جوابی بجز سکوت برایش نیافتند: ما درکلاس ۲۴نفر هستیم، معلم ما وقتی میخواد از کلاس بیرون بره به من میگه : خانم محمدی ، شما مبصر باش تا نظم کلاس بهم نریزه . . . وبه بچه ها میگه: بچه ها ، گوش به حرف مبصر کنید ، تا برگردم . شما میگید پیامبر(ص) از دنیا رفت وکسی را به جانشینی خودش انتخاب نکرد ، آیا پیامبر(ص) ، به اندازه معلم ما ، بلد نبود یک مبصر و یک جانشین بعد از خودش تعیین کند که نظم جامعه . . . اسلامی به هم نریزد ؟! جواب مدیر اهل سنت به دانش آموز شیعه: برو فردا با ولی ات بیا کارش دارم ، دانش آموز رفت وفرداش با دوستش اومد. مدیرگفت: پس چرا ولیتو نیاووردی ، مگه نگفتم ولیتو بیار ؟ دانش آموز گفت: این ولیه منه دیگه . مدیر عصبانی شدوگفت: منظور من از ولی سرپرسته ، پدرته ، رفتی دوستتو آوردی؟ دانش آموز گفت: نشد دیگه اینجا میگی ولی یعنی سرپرست ، پس چطور وقتی پیامبر میگه این علی ولی شماست میگید معنی ولی میشه دوست . بنازم به این بچه شیعه . اگر شیعه ای وعاشق علی و ولایت علی هستی تا میتونی این مطلب رو ارسال کن "یاعلی"یعنی اگه درست باشه بنالمش.

نویسنده: سیدعباس - چهارشنبه ٢٧ آبان ۱۳٩٤

با سلام

 

کتاب حقیقت روح انسان اخیرا به چاپ رسید

این کتاب مفید شامل مطالبی است از جمله :

وجود،‏چرا‏وجود‏است

موجودیت ‏خدا‏ به‏ چیست

نسبت ‏خدا‏به ‏مخلوق‏ چیست

مراتب‏ وجود ‏ و‏ شهود

اسرار‏خلقت

سر اعداد‏ در ‏خلقتّ

اشیاء‏ ثابتند‏ یا‏ متحرک

سرگذشت‏ ارواح

روح ‏اعظم‏ کیست

حقیقت ‏انتخاب ‏انسان

قضای‏ الهی‏ و‏ اختیار‏انسان

نفخ ‏روح،‏به ‏چه‏ معناستَ

 

برای دانلود به لینک زیر مراجعه فرمایید

http://s3.picofile.com/file/8224448384/Haqighat_roh_ensan_931128.pdf.html

نویسنده: سیدعباس - چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٤

 

 لینک دانلود کتاب کشکول مائده

 

http://uplod.ir/ryc5fzcl4l7e/kashkol_maede.pdf.htm

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده: سیدعباس - چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٤

 


لینک دانلود کتاب اشراقات ربانی در شناخت انسان
http://uplod.ir/g92c1f63lph9/eshraghat_complete.pdf.htm

اشراقات ربانی در شناخت انسان

نویسنده: سیدعباس - چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٤

 


لینک دانلود کتاب اشراقات ربانی در شناخت انسان
http://uplod.ir/g92c1f63lph9/eshraghat_complete.pdf.htm
نویسنده: سیدعباس - یکشنبه ٢٤ خرداد ۱۳٩٤
حکایات حکیمانه

مراقب چشم های خود باشید:
جوانی به حکیمی گفت: «وقتی همسرم را انتخاب کردم، 
در نظرم طوری بود که گویا خداوند مانندش را در دنیا نیافریده 
است. وقتی نامزد شدیم، بسیاری را دیدم 
که مثل او بودند. وقتی ازدواج کردیم، خیلی‌ها را از او زیباتر یافتم. 
چند سالی را که را با هم زندگی کردیم، 
دریافتم که همه زن‌ها از همسرم بهتراند.»
حکیم گفت: «آیا دوست داری بدانی از همه این‌ها تلخ‌تر و ناگوارتر چیست؟»
جوان گفت: «آری.»
حکیم گفت: «اگر با تمام زن‌های دنیا ازدواج کنی، احساس خواهی
 کرد که همه جانوران محله شما از آن‌ها زیباترند.»
جوان با تعجب پرسید: «چرا چنین سخنی می‌گویی؟»
حکیم گفت: «چون مشکل در همسر تو نیست. مشکل اینجا است که
 وقتی انسان قلبی طمع‌کار و
 چشمانی هیز داشته باشد و از شرم خداوند خالی باشد، محال است
 که چشمانش را جز خاک گور چیزی دیگر پر کند.
 آیا دوست داری دوباره همسرت زیباترین زن دنیا باشد؟»
جوان گفت: «آری.»
حکیم گفت: «مراقب چشمانت باش.»

بقیه در ادامه مطلب...
 

ادامه مطلب ...
مطالب قدیمی تر »
کدهای اضافی کاربر :